تبليغاتX
... ... ...
Time spent here:
Erorr in Your Internet Explorer !!!
نوای گیتار
کاش میشد عشقو تفسیر کرد
 

 

 

ای یاد تو در ظلمت شب همسفر من...

وی نام تو روشنگر شام و سحر من...

جز نقش تو نقشی نبود در نظر من...

شب ها منم و عشق تو چشم تر من...

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اسفند1385ساعت 0:52  توسط سامان  | 

عشق گاهی معجز قلب مریض

رویش سبزینه ای در برگ ریز

عشق گاهی مشقهای کودکیست

حس بودن با خدا در سادگیست

عشق گاهی بوی رفتن میدهد

صوت شبنک تو را سر میدهد

عشق گاهی می نشیند روی بام

گاه با صد میل می افتد به دام

عشق  گاهی سر به روی شانه ای

اشک ریز آخر افسانه ای

عشق گاهی یک بغل دلواسی

عطر مستی ساز شبو اطلسی

عشق گاهی هم حکایت میکند

از جدایی ها شکایت میکند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 اسفند1385ساعت 10:43  توسط سامان  | 

 

 بزرگترين حادثه:تولد........بزرگترين ثروت:جواني...........بزرگترين خاطره:اشنايي..........بزرگترين تجربه:عشق.............بزرگترين ارزو:وصال...............بزرگترين نعمت:خوشبختي.....................بزرگترين غم بي وفايي................بزرگترين درد جدايي................بزرگترين اندوه :مرگ.............بزرگترين بلا :نااميدي

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اسفند1385ساعت 20:12  توسط سامان  | 

مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟

لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده

تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اسفند1385ساعت 14:36  توسط سامان  | 

 
hits. JavaScript Source Link Us Page