ای یاد تو در ظلمت شب همسفر من...

وی نام تو روشنگر شام و سحر من...
جز نقش تو نقشی نبود در نظر من...
شب ها منم و عشق تو چشم تر من...
کاش میشد عشقو تفسیر کرد

وی نام تو روشنگر شام و سحر من...
جز نقش تو نقشی نبود در نظر من...
شب ها منم و عشق تو چشم تر من...






عشق گاهی معجز قلب مریض
رویش سبزینه ای در برگ ریز
عشق گاهی مشقهای کودکیست
حس بودن با خدا در سادگیست
عشق گاهی بوی رفتن میدهد
صوت شبنک تو را سر میدهد
عشق گاهی می نشیند روی بام
گاه با صد میل می افتد به دام
عشق گاهی سر به روی شانه ای
اشک ریز آخر افسانه ای
عشق گاهی یک بغل دلواسی
عطر مستی ساز شبو اطلسی
عشق گاهی هم حکایت میکند
از جدایی ها شکایت میکند

بزرگترين حادثه:تولد.......
.بزرگترين ثروت:جواني.........
..بزرگترين خاطره:اشنايي..
........بزرگترين تجربه:عشق..........
...بزرگترين ارزو:وصال...............
بزرگترين نعمت:خوشبختي.....................
بزرگترين غم بي وفايي................
بزرگترين درد جدايي................
بزرگترين اندوه :مرگ.............
بزرگترين بلا :نااميدي

|
مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟
لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم |
