آن شب فقط به خاطر تو آمدم که فقط یک نگاه نصیبم شد
سکوت لحظه های غربت مرغ نگاهم را
گرفتار نگاهی مهربان از جنس فردا کن

در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد
و آن را با عشق به دل پيوند زد
مي توان بهار را به ديدار برگ هاي
خزان زده برد و براي رازقي هاي
اميد از عطر دوست داشتن
گفت مي خواهم سكوت كنم
و تنها به حرف نگاهت گوش كنم

