تبليغاتX
نوای گیتار

نوای گیتار

کاش میشد عشقو تفسیر کرد

هنوزم در پي اونم

 

هنوزم در پي اونم كه ميشه عاشقش باشم، مثل درياي من باشه منم چون قايقش باشم
هنوزم در پي اونم كه عمري مرهمم باشه ، شريكه خنده و شادي ، رفيق ماتمم باشه
هنوزم در پي اونم كه عشقش سادگي باشه نگاهاي پر از مهرش پناه خستگي باشه
ميگن جوينده يابندست ولي پاهاي من خسته ست
من حتي با همين پاها مي رم تا حدي كه جا هست .
هنوزم در پي اونم كه اشكامو روي گونم با اون دستاي پر مهرش كنه پاكو بگه جونم ،
بگه جونم نكن گريه منم اينجام بزار دستاتو تو دستام
تو احساسه منو مي خواي منم اي واي تو رو مي خوام

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 بهمن1384ساعت 13:30  توسط سامان  | 

دریایی

هفت شهر عشق را عطار گشت     ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

 

کمکم کن ! کمکم کن ! نذار اینجا بمونمو بپوسم !

کمکم کن ! کمکم کن ! نذار اینجا لب مرگرٌ ببوسم !

کمکم کن ! کمکم کن ! عشق نفرینی بی پروایی می خواد !

ماهی چشمه ی کهنه ، هوای تازه ی می خواد !

دل من دریاییه ! چشمه زندون برام !

چکه چکه های آب ، مرثیه خون برام !

تو رگام به جای خون ، شعر سرخ رفتنه !

تن به موندن نمی دم ، موندنم مرگ منه !

عاشقم ! مثل مسافر عاشقم ! عاشق رسیدن به انتها !

عاشق بوی غریبانه کوچ ، تو سفیدی غریب جاده ها !

من پر از وسوسه های رفتنم ! رفتنٌ رسیدنٌ تازه شدن !

توی یک سفیدی طوسی سرد، مسخ یک عشق پر آواز شدن !

کمکم کن ! کمکم کن ! نذاراین گمشده از پا در بیاد !

کمکم کن ! کمکم کن ! خرمن رخوت من شعله میخواد !

کمکم کن ! کمکم کن ! من و تو باید به فردا برسیم !

چشمه زندونه برامون ، ما باید بریم به دریا برسیم !

دل من دریاییه ! چشمه زندون برام !

چکه چکه های آب ، مرثیه خون برام !

تو رگ بودن ما ، شعر سرخ رفتنه !

کمکم کن که دیگه ، وقت رهایی شدنه !

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 بهمن1384ساعت 13:29  توسط سامان  |