تبليغاتX
نوای گیتار

نوای گیتار

کاش میشد عشقو تفسیر کرد

خیلی خرابم واسه تو (زود تر بیا)

                              {  کا ش می شدعشقو تفسیر کرد  }

 

 

 هنوز می شه تو چشمات خیلی چیزارو پیدا کرد

میشه با گرٌگرٌ دست های  تو خیلی کارا کرد

میشه تو چشم های تو گم شد و مرد

میشه دریا رو به بغض تو سپرد

میشه با چشم تورنگ هارو شنا خت

میشه بهترین ترانه ها روساخت

میشه تو چشم تو آتیش بازی کرد

میشه با چشم تو تیراندازی کرد

نگو دیره، من از این فاصله ها بد جور گریم میگیره

نگو دیره، من از این فاصله ها بد جور گریم میگیره

داره گریه م می گیره

آره گریه م می گیره

میشه هر قصیده رو با چشم تو اندازه کرد

میشه با چشم های تو ، قدیمی ها رو تازه کرد

همه کاشی کاری ها ، ترانه ها

همه ماشین دودی ها مثنوی ها

میشه فریاد زد ورفت تا ته دشت

میشه دریا شد واز خشکی گذشت

نگو دیره، من از این فاصله ها بد جور گریم میگیره

نگو دیره، من از این فاصله ها بد جور گریم میگیره

داره گریه م می گیره

آره گریه م می گیره

+ نوشته شده در  شنبه 30 مهر1384ساعت 14:44  توسط سامان  | 

کدوم غزل کدوم قصیده یی تو

 

          

 

 

 

کدوم غزل کدوم قصیده یی تو

که پیش تو ترانه هام حقیره

هوای تو هوای تو چه تازه س

آدم میخواد تو این هوا بمیره

ترانه هام نجیب و عاشقونه س

تمام خوندنم فقط بهانه س

بهانه ای برای با تو بودن

بمون که موندنت چه مومنانه س

تو از کدوم ستاره بر میگردی .......... که دب اکبر این چنین سیاهه

تو از کدوم قبیله وتباری................... که از تو دور شدن یه جور گناه؟

تو باردایی از گیاه وشبنم

بیا که آرزوم فقط همینه!

صدای من هرچی که هس، دروغ نیس.....صدای من پراز هوای گریه س

صدای من صدای از تو مردن .............صدای من فقط برای گریه س

تو مثل مثنوی همیشه خوبی.......به شعر من یه اسم تازه دادی

صدای من، صدای التماسه........توازسر ترانه هام زیادی!

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 مهر1384ساعت 20:14  توسط سامان  | 

توسکوت خلوت غریبم

توسکوت خلوت غریبم

دل من به انتظار نشسته

خونم ابرای غم پو شونده

 یاد دوریت قلبمو شکسته

بیا از سفربه این سرای من

تو بمون برای من

نباشی خونه بی خورشید میمونه

سرما گلهارو دیگه می سوزونه

توی این غریبی ام فنا می شم

دیگه لبهام اسمتو نم یخونه

با تو باز جون میگیره صدای من

تو بمو ن برای من

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 مهر1384ساعت 22:15  توسط سامان  | 

بد نيست اگر کمي به هم فکر کنيم

 

بد نيست اگر کمي به هم فکر کنيم
در بحبوحه خنده به غم فکر کنيم
بد نيست اگرخانه ما سيماني است
به خشت و گل و نفوذ نم فکر کنيم
هر وقت زيادمان دلي ميشکند
بد نيست که يک لحظه به کم فکر کنيم
من عاشق و تو هر که در اين عصر غريب
بد نيست اگر کمي به هم فکر کنيم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 مهر1384ساعت 12:23  توسط سامان  | 

باتو وبی تو

وقتی با تو و بی تو بی قرارم

بگو چگونه می شودکنارم باشی وازمن دور

بگو چگونه است که با این همه فاصله

هنوز کسی را نیافته ام که جایگزینت کنم

بگو چگونه است که درد و درمانم تویی

گفتی رهایم کن اما دریغ مگر عهد عاشقان شکستنی است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 مهر1384ساعت 12:18  توسط سامان  | 

آن كه دايم هوس سوختن ميكرد

آن كه دايم هوس سوختن ميكرد / كاش مي آمد و از دور تماشا ميكرد
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 مهر1384ساعت 8:53  توسط سامان  | 

صدای بارون

صدای بارون
+ نوشته شده در  شنبه 16 مهر1384ساعت 13:56  توسط سامان  | 

بوی بارون

بوی بارون ، بوی نم

بوی عشقت ، بوی غم

صدای پر (( خش )) تو

خش خش برگای پاییزی تو ...

می پیچه تو کوچه های آدمایی که فقط

تو رو مصرف می کنند !!!

آدمایی که فقط دل نقاشی دارن

آدمایی که فقط شبا یادت می کنند !

آدمایی که هوس می دن ازت دل می گیرن !

آدمایی که برات هیچ آرزویی ندارن ...

وقتی که تو کوچه های آدما دو می زنم

میگم ای کاش صدای پر خش تو

خش خش برگای پاییزی تو

بپیچه تو کوچه های آدمایی که تو رو

می شناسن مثل خدا

بپیچه تو کوچه های آدمایی مثل من

بپیچه تو کوچه های آدمای پر غم

پر بارون

پر نم ...

+ نوشته شده در  شنبه 16 مهر1384ساعت 13:39  توسط سامان  | 

می دونم هزار هزار سال دیگه

می دونم هزار هزار سال دیگه

دو تا گل میشکفه رو مزارمون !

پیش چشمه سارمون !

یکی از تو دست من

یکی از میون سینه های تو

+ نوشته شده در  شنبه 16 مهر1384ساعت 13:36  توسط سامان  | 

عشق بی نصیب

این چه عشقی است که من در دل دارم و برایش تلاش میکنم و خودم را فدایش میکنم.

براستی این چه عشقی است؟یا عشق چه چیزی است؟

که در وجودم لانه کرده و من برای درست کردنش هر تلاشی میکنم.

آیا تلاشم فایده ای دارد؟آیا با این تلاش عشق به من میرسد یا من به عشق میرسم؟

تلاش برای بدست آوردن عشق نیرو میخواهدو صبری زیاد.

آیا این صبر را دارم؟.

عشق یا معشوق چیست؟

اگر عاشقم شوم چه میشود؟عشق معنی اش چیست؟

اصلا" عشق وجود دارد؟ عشق جان دارد؟

عشق چیست که قلبم برای آن میتپد؟

عشق من کیست؟من عشقی دارم؟

زندگی عشق میخواهد؟

یا عشق زندگی میخواهد؟

عشق دل دارد؟یا دل عشق دارد؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 مهر1384ساعت 16:52  توسط سامان  | 

 خدایا

  درخانه فقیرانه خود

  من چیزی دارم که

 درعرش کبریایی خود نداری

 که من چون تویی دارم

 تو چون خودی نداری

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 مهر1384ساعت 16:23  توسط سامان  |