تبليغاتX
... ... ...
Time spent here:
Erorr in Your Internet Explorer !!!
نوای گیتار
کاش میشد عشقو تفسیر کرد

در حباب کوچک

روشنایی خود را می فرسود

نا گهان پنجره پر شد از شب

شب سر شار از انبوه صداهای تهی

شب مسموم از هرم زهر آلود تنفس ها

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 شهریور1384ساعت 22:56  توسط سامان  | 

آیینه های دل تو
یکی یکی شکسته شد
پنجره های قلب تو
به روی نور بسته شد

باور تلخ مرگ من
توی سیاهیهای شب
از اون همه خاطره ها
مرثیه ای مونده رو لب

دلت می خواد تو بدونی
اون که دوستش داشتی کجاست
اون بالا تو اسموناست
بهشت زیبای خداست

یک لحظه چشماتو ببند
ببین هنوز دوست دارم
شبا که خوابت نمیره
منم به یادت بیدارم

گریه نکن برای من
رسم زمونه همینه
من هنوزم پیشتم
نگاه تو نمی بینه

آیینه های دل تو
یکی یکی شکسته شد
پنجره های قلب تو
به روی ما بسته شد

فاصله ها عزیز من
پنجره ها را وا بکن
بازم مثل گذشته ها
به اسمون نگاه بکن

دلت می خواد تو بدونی
اون که دوستش داشتی کجاست
اون بالا تو اسموناست
بهشت زیبای خداست

یک لحظه چشماتو ببند
ببین هنوز دوست دارم
شبا که خوابت نمیره
منم به یادت بیدارم

فقط بخاطرت بیار
که زندگی یک فرصته
برای هر مسافری
که تشنه محبته

یک لحظه چشماتو ببند
ببین هنوز دوست دارم
شبا که خوابت نمیره
منم به یادت بیدارم

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1384ساعت 22:8  توسط سامان  | 

به او بگوييد دوستش دارم با صدايي آهسته ، آهسته تر از صداي بال پروانه ها

به بگوييد دوستش دارم با صدايي بلند ، بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق

به او بگوييد دوستش دارم با هيچ صدايي، چون فرياد دوستت دارم نياز به صداي بلند يا کوتاه ندار

فرياد دوستت دارم را ميتوان با تپش يک قلب به تمام جهانيان رساند

پس بذار بدونه هيچ شرمي بگويم دوستت دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 شهریور1384ساعت 12:30  توسط سامان  | 

آسمون ، ابراتو بردارو برو
دیگه تنها منو بگذارو برو
آسمون اخماتو وا کن آبی شو
آسمون آفتابی شو آفتابی شو

آسمون غرق به خون دل من
آسمون دشت جنون دل من
تک و تنها توی دنیای بزرگ
آسمون بی همزبون دل من

آسمون مرده دیگه مهر و وفا
بزم ما پر شده از رنگ و ریا
نه محبت می شه پیدا نه صفا
آسمون قهر دیگه از ما خدا

آسمون کاشکی که می شد بپرم
تو دل عالی تو خونه کنم
کاشکی می شد مثال ابرای تو
زار زار گریه مستونه کنم
زار زار گریه مستونه کنم



+ نوشته شده در  سه شنبه 22 شهریور1384ساعت 12:38  توسط سامان  | 

زندگی صحنه یکتاه هنرمندی ماست

هرکسی نغمه خود خوا ند و از صحنه رود

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 شهریور1384ساعت 12:21  توسط سامان  | 

گریه کن
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه غروره
مرحم این راه دوره
سر بده آواز حق حق
خالی کن دلی که تنگه
گریه کن گریه قشنگه
گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه قشنگه
بزار پروانه احساس
دلتو بغل بگیره
بغض کهنه رو رها کن
تا دلت نفس بگیره
نکنه تنها بمونی
دل به غصه ها بدوزی
تو بشی مثل ستاره
تو دل شبا بسوزی
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
+ نوشته شده در  جمعه 18 شهریور1384ساعت 19:3  توسط سامان  | 

یاد روزایی که کوچه، زیر سایه تنم بود؛

مهربون درخت عاشق، مست عطر نفسم بود...

سهم من از بوسه باد، چی بگم ای داد و بیداد!

همه زردی و تباهی، مردن و رفتن از یاد...

سهم من از بوسه باد، چی بگم ای داد و بیــداد!

همه زردی و تباهی، مردن و رفتن از یاد..

+ نوشته شده در  جمعه 18 شهریور1384ساعت 19:2  توسط سامان  | 

گر همسفر عشق شدی مرد سفر باش
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 شهریور1384ساعت 11:10  توسط سامان  | 

من عاشق محبتم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 شهریور1384ساعت 15:13  توسط سامان  | 

 
hits. JavaScript Source Link Us Page